ممکن است دو کودک در یک خانواده و با پدر و مادری یکسان رشد کنند،
اما یکی دچار طرحواره شود و دیگری نه.
علت این تفاوت آن است که تجربهی ذهنی و هیجانی هر فرد از محیط اطراف خود منحصربهفرد است.
چند عامل اصلی در این تفاوت نقش دارند 👇
۱. تفاوت در خلقوخو (Temperament):
هر کودک با ویژگیهای ذاتی خاص خود به دنیا میآید.
برخی حساستر، برخی آرامتر، و بعضی اجتماعیتر یا درونگرا هستند.
برای مثال، ممکن است هر دو کودک شاهد مشاجرهی والدین باشند،
اما یکی از آنها در اثر ترس و دلنگرانی دچار طرحوارهی «رهاشدگی» شود،
در حالی که دیگری صرفاً ناراحت گردد و بتواند زودتر از آن تجربه عبور کند.
۲. رفتار متفاوت والدین با هر فرزند:
پدر و مادر معمولاً با هر فرزند رابطهای متفاوت برقرار میکنند.
فرزند اول ممکن است با والدینی سختگیرتر مواجه شود،
در حالیکه فرزند دوم از والدینی با تجربهتر و آرامتر برخوردار گردد.
بنابراین، تجربهی هر کودک از «پدر یا مادر» یکسان نیست.
۳. ترتیب تولد (Birth Order):
جایگاه هر کودک در خانواده نیز بر تجربههای او تأثیر میگذارد.
فرزند اول معمولاً مسئولتر و تحت فشار بیشتری است،
فرزند وسط ممکن است احساس کند کمتر دیده میشود،
و فرزند آخر معمولاً حمایت بیشتری دریافت میکند یا حتی لوستر رشد مییابد.
به همین دلیل، تجربهی هیجانی هرکدام از آنها با دیگری متفاوت است.
۴. تغییر شرایط خانواده در طول زمان:
زندگی خانواده پویاست و در گذر زمان تغییر میکند —
شرایط مالی، روابط زناشویی یا سلامت روان والدین همیشه ثابت نمیماند.
ممکن است یکی از فرزندان در دوران پرتنش خانواده بزرگ شده باشد،
در حالی که دیگری در دورهای آرامتر متولد شده و رشد یافته باشد.
۵. تفاوت در برداشت ذهنی از اتفاقها:
بیش از خودِ رویدادها، تفسیر و برداشت ذهنی کودک از آن موقعیت اهمیت دارد.
برای مثال، اگر مادر مدتی از خانه دور بوده است،
ممکن است یکی از کودکان تصور کند «من دوستداشتنی نیستم»،
در حالی که دیگری فکر کند «مادرم مشغول کار است و بازمیگردد».
✨ جمعبندی:
در ظاهر، خواهر و برادرها زیر یک سقف بزرگ میشوند، اما در واقع، هرکدام دنیای هیجانی خاص خود را تجربه میکنند.
ترکیبِ خلقوخو، نوع رابطه با والدین، ترتیب تولد، و برداشت ذهنی از اتفاقها باعث میشود هر فرد «نسخهی منحصربهفردی» از کودکیاش بسازد.
در نتیجه، طرحوارهها و باورهای بنیادین ما نه فقط محصول محیط، بلکه حاصل چگونگی درک و تفسیر آن محیط هستند.
شناخت این تفاوتها کمک میکند با خود و دیگران مهربانتر باشیم — چون میفهمیم هرکس از مسیر متفاوتی آمده و با دنیای درونی خودش زندگی میکند
