من دکتر فروش رجبی، روان‌شناس بالینی و موسس Mindful Living Clinic در استکهلم هستم. با بیش از پانزده سال تجربه‌ی کار بالینی در ایران و سوئد، در مسیر روان‌درمانی به انسان‌ها کمک می‌کنم معنا را در دل رنج بیابند و با مهارت و آگاهی، زندگی متعادل‌تری بسازند.

بیشتر بخوانید

من دکتر فرنوش رجبی، روان‌شناس بالینی و موسس Mindful Living Clinic در استکهلم هستم. تحصیلات روان‌شناسی خود را در ایران دریافت کرده‌ام و بیش از پانزده سال تجربه‌ی کار بالینی و آموزشی در ایران و سوئد دارم. در ایران، علاوه بر فعالیت در حوزه‌ی درمان، سابقه‌ی تدریس دانشگاهی و کار با گروه های آسیب پذیر اجتماعی را داشتم . به‌عنوان مسئول مرکز DIC،با افراد در شرایط بی خانمانی و مصرف کنندگان تزریقی مواد مخدر کار کرده ام و تجربه مداخلات روانی_حمایتی با بیماران مبتلا به HIV و خانواده های آنان را دارم. پژوهش‌های من در زمینه‌ی اثربخشی درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و طرح‌واره‌درمانی (Schema Therapy) در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی_جبری(OCD) پایه ی علمی رویکرد درمانی فعلی ام را شکل داده اند.

در پژوهش دوره‌ی کارشناسی ارشد نیز به برسی طرحواره‌های ناسازگار اولیه در زنان آسیب‌دیده از همسر پرداختم؛ تجربه ای درک من را از ریشه‌های هیجانی. الگوهای وابستگی ناسالم پیامد های روانی روابط آزاردهنده ژرف تر کرد. تجربه‌ی زیسته‌ی من از ابتلا به سرطان سینه نیز نگاهی نگاهی تازه و عمیق تر به زندگی و انسانیت به من بخشید; تجربه ای که به من آموخت رنج، بخشی از مسیر رشد انسانی است و حتی در دشوارترین لحظات نیز میتوان از درون, ارامش و معنا را باز یافت در طول سال‌های فعالیتم، با روان‌پزشکان، کلینیک‌های روان‌شناسی و مؤسسات متعددی در ایران و سوئد همکاری داشته‌ام و در حوزه‌ی درمان اختلالات اضطرابی، افسردگی، وسواس، مشکلات ارتباطی و فرسودگی روانی تجربه‌ی گسترده‌ای به دست آورده‌ام. در تجربه‌ی کار با زوج‌هایی، با پیشینه‌ فرهنگی و زبانی متفاوت دریافته ام، که تفاوت‌های فرهنگی، هرچندگاه منشاء چالش‌ و سوءتفاهم هستند, اما در صورت حضور آگاهی, گفت وگو و احترام متقابل, میتوانند به فرصتی برای رشد,درک عمیق تر و صمیمیت در رابطه تبدیل شود. در کار با مهاجران، دانشجویان و پناهجویان _ به‌ویژه آنهایی که در بزرگسالی دل از سرزمین خود کنده اند _ تمرکزم بر یافتن تعادل میان گذشته و اکنون است؛ میان فرهنگ مادری که هنوز در دل زنده است و فرهنگی که اکنون در آن زندگی میکنند. این فرآیند تنها سازگاری نیست؛ بلکه سفری درون برای بازسازی حس ریشه, هویت و آرامش در جهانی تازه است.

در روان‌درمانی، با بهره‌گیری از رویکردهای علمی و مبتنی بر پژوهش، به مراجعان کمک می‌کنم تا:

  • با آگاهی و پذیرش هیجان‌ها و افکار خود، رابطه‌ای سازنده‌تر با دنیای درونشان برقرار کنند،.
  • الگوهای فکری و هیجانی ناسازگار را شناسایی و اصلاح کنند،
  • زخم‌های گذشته را التیام دهند،موانعی همچون تله‌های زندگی، کمال‌گرایی، اضطراب و افسردگی را از مسیر رشد و رضایت خود بردارند.

باور دارم که هر زخمی، اگر با آگاهی لمس شود، می‌تواند آغازی‌ برای التیام و رشد باشد.

درمان، برای من صرفاً کاهش علائم نیست؛ بلکه فرایندی است برای بازگشت به خویشتن، یافتن معنا، و زیستن آگاهانه در
«اینجا و اکنون».